ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

89

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

حديث كرد كه مىگفته است : على بن ابى طالب را ديدم مردى ميانه بالا و داراى شكم ستبر و ريش بسيار بزرگى بود كه همه سينه‌اش را پوشانده بود ، ديده‌اش به نسبت ناتوان و موهاى جلو سرش كاملا ريخته روى دوشها و سينه‌اش موى فراوان رسته بود آن چنان كه مىپنداشتى پوست گوسپندى بر تن كشيده است . « 1 » ( 1 ) 56 - حسين براى من از عبد اللّه حديث كرد كه مىگفته است ابراهيم بن سعيد ، از عفان ، از ابو عوانة از مغيره ، از قدامة بن عتاب مرا حديث كرد كه مىگفته است على عليه السّلام ستبر شكم و ستبر شانه - چهار شانه - و داراى ماهيچه‌هاى بزرگ و پيچيده در بازو و ساق بود ولى مچهاى دست و پايش باريك بود . « 2 » ( 2 ) 57 - حسين از عبد اللّه ما را حديث كرد كه مىگفته است ابو هريره صيرفى « 3 » از يزيد بن هارون از اسماعيل بن ابى خالد ، از شعبى مرا حديث كرد كه

--> ( 1 ) . اين حديث را حافظ ابن عساكر هم از ابن ابى الدنيا به شماره 38 در بخش شرح حال على عليه السّلام ص 35 ج 1 تاريخ دمشق آورده است ، محقق محترم درباره برخى از لغات توضيح داده‌اند كه در ترجمه به آن توجه شد . ( 2 ) . اين حديث را محمد بن سعد هم ضمن شرح حال على عليه السّلام در طبقات از عفان با همين متن و سند آورده و در پايان آن افزوده است كه روزى زمستانى او را در حال سخنرانى ديدم پيراهنى پشمينه و دو ازار قطرى و عمامه‌يى كتانى از همين نوع كه در عراق شما بافته مىشود بر تن داشت ، لطفا به ص 19 ج 3 ترجمه طبقات به قلم اين بنده هم مراجعه شود . همچنين اين حديث را حافظ ابن عساكر هم در شرح حال امير المؤمنين عليه السّلام به شماره 53 در ص 39 ج 1 چاپ اول تاريخ دمشق آورده است . ( 3 ) . در اين نسخه كلمه صيرفى روشن نيست ولى اين حديث را ابن عساكر در ص 35 ج 1 چاپ دوم تاريخ دمشق آورده است و آنجا صيرفى ضبط شده است .